محمد حسن خان اعتماد السلطنه

811

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

پاشا به مزاح و هزل جمعى را به آن مقام برده شوخى كرده است . » ( ص 127 ) - « حاجى ابراهيم خان پسر فراشباشى نايب السلطنهء مغفور هم سالهاست در نجف مجاورت دارد . در سلسلهء فقر است . مردم به او اعتقاد و رسوخى دارند . شنيدم شبها در جلو يكى از حجرات صحن مىنشيند مردم عوام كالانعام دور او را مىگيرند ، با خضوع و ادب مىايستند . به كسى اذن جلوس نمىدهد و از اين بىادبى انديشه نمىكنند كه . . . اين بازيها و افسانه‌ها دليل كفر و علامت جهل است . . . اين حركت به نظرم قبيح آمد . . . » ( ص 130 ) - « از كسبه و اصناف هم با تشريفات كهنهء قديم بيرون آمده بودند . مثلا شيشهء نبات كه از رسمهاى كهنه و مندرس است آوردند و در معبر كالسكهء من شكستند . خدا رحم كرد كه در كالسكه بودم و از اين خطر محفوظ ماندم . و الا اگر اسب سوار مىشدم صداى شيشهء شكسته اسب را رم مىداد و زمين مىخوردم . . . از اين رسم و عادت بدتر قربانى گوسفند است . پيشتر گاو و شتر هم رسم بود . تدريجا موقوف كردم . اما از گوسفند بيچاره دست نكشيده‌اند و بدتر از اين عادت و رسم نمىشود كه در اول ورود به مكانى از كشتن حيوان و ريختن خون روح و بدن انسان را متأذى و مشمئز مىكنند . ان شاء الله رفته‌رفته اين رسم وحشيانه را هم مردم ترك خواهند كرد . » ( ص 171 - 172 ) اكنون مىرسيم به بررسى در رفتار و كارهاى روزانهء شاه و طرز مسافرت و نحوهء وقت‌گذرانى او به هنگام مسافرت . ناصر الدين شاه در سفر از اتراق در جاهاى كثيف روىگردان بود . « 14 » در بسيارى از موارد به وضع كثيف آباديها اشاره كرده و در حقيقت به مذمت‌گويى پرداخته است ؛ مانند : - « فضاى سراپرده هم پاك نبود . گفتم جاروب كردند اما باز كثيف است . منزل بدى است و به اين واسطه راحت نبودم . » ( ص 61 ) - « هردو ده بسيار كثيف است . » ( ص 69 )

--> ( 14 ) . برعكس مظفر الدين شاه كه طبق نوشتهء حسينقلى خان نظام السلطنه « رسم اين شاه اين است كه اولا بنا به عادتى كه از اول عمر كرده است در خانه‌هاى كثيف و پركك و كنهء دهات منزل مىكنند . . . مكرر در منازل جا نبود در ميان دكانهاى بقال ده يا قهوه‌خانهء كثيف كه معبر عام بود منزل مىكرد . . . » ( خاطرات و اسناد حسينقلى خان نظام السلطنهء ما فى ، جلد اول ، صفحهء 245 )